c_300_250_16777215_10_images_26888.jpg


ترکمن سسی - بهرام جرجانی - اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو درباره «ارائه اصول مذاکره با ایران به آمریکا» بیش از آن‌که یک موضع دیپلماتیک باشد، پرده‌برداری ناخواسته از ذهنیتی خطرناک است؛ ذهنیتی که سال‌هاست صلح منطقه‌ای و حتی جهانی را گروگان گرفته است.


ذهنیتی که خود را استثنا می‌داند؛ بالاتر از قانون، بالاتر از اخلاق و بالاتر از پاسخ‌گویی.
رژیمی که دارای زرادخانه هسته‌ای است، اما نه آن را می‌پذیرد، نه به هیچ نظام نظارتی بین‌المللی تن می‌دهد، امروز خود را در جایگاه تعیین‌کننده «حق و ناحق» برای دیگران می‌نشاند.


پیام روشن است:
ما می‌توانیم داشته باشیم، چون خود را برتر می‌دانیم؛ دیگران نباید، چون باید مطیع بمانند.
اما مسئله فقط هسته‌ای نیست.


همین رژیم، خود را مجاز می‌داند:
به خاک کشورهای دیگر حمله کند
ترور و حذف فیزیکی را عادی‌سازی کند
غیرنظامیان و زیرساخت‌های حیاتی را هدف بگیرد
و هر سطحی از خشونت را با عنوان «دفاع مشروع» توجیه کند
در عین حال، از جهان انتظار دارد سکوت کند، تبعیت کند و حتی حق اعتراض نداشته باشد.
این دوگانگی، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه مصونیت از پاسخ‌گویی است.
در مواجهه با مردم، خبرنگاران و ناظران مستقل نیز همین منطق حاکم است.
وقتی رسانه‌ای خاموش می‌شود یا خبرنگاری هدف قرار می‌گیرد، جهان باید «درک کند»؛
اما اگر همان جهان، لب به انتقاد بگشاید، فوراً با فشار، برچسب‌زنی و اتهام مواجه می‌شود.
این، آزادی بیان نیست؛ مدیریت سکوت است.
از لبنان تا غزه، الگو تکراری است.
هر زمان که روزنه‌ای برای آتش‌بس، کاهش تنش یا گفت‌وگو پدیدار می‌شود، بحران تازه‌ای شعله‌ور می‌گردد.
صلح، برای رژیمی که بقای خود را در بحران دائمی تعریف کرده، یک تهدید است؛ نه یک هدف.
به همین دلیل، هر مسیر واقعیِ صلح، دیر یا زود با خرابکاری حساب‌شده مواجه می‌شود.


ریشه‌ی این رفتار را باید فراتر از یک دولت یا یک فرد جست‌وجو کرد؛ در ایدئولوژی برتری‌طلبانه‌ای که در لایه‌هایی از صهیونیسم سیاسی افراطی بازتولید می‌شود.
ایدئولوژی‌ای که خود را ذاتاً محق و دیگران را صرفاً ابزار، مانع یا تابع می‌بیند؛ منطقی که در طول تاریخ، هر جا به قدرت رسیده، به‌جای همزیستی، بی‌ثباتی و تخریب تولید کرده است.


در چنین چارچوبی، ادعای ایران درباره نقش مخرب اسرائیل، دیگر یک روایت سیاسی یک‌طرفه نیست؛ بلکه توصیف یک الگوی رفتاریِ قابل مشاهده است.
الگویی که امروز نه‌تنها در خاورمیانه، بلکه در نگاه بخش قابل‌توجهی از افکار عمومی جهان، دانشگاه‌ها و رسانه‌های مستقل نیز بازتاب یافته است.
مسئله اصلی، ایران یا یک پرونده خاص نیست.


مسئله، رژیمی است که می‌خواهد هم قانون‌گذار باشد، هم قاضی، هم مجری حکم؛
برای دیگران قانون می‌خواهد و برای خود، استثنا.
اگر جهان واقعاً به‌دنبال صلح، امنیت و نظم پایدار است، باید شجاعت دیدن ریشه بحران را داشته باشد:
اسرائیلِ نتانیاهو، نه بخشی از راه‌حل، بلکه یکی از معضلات اصلی صلح در جهان امروز است.
و تا زمانی که این ایدئولوژی برتری‌طلب، پاسخ‌گو نشود، صلح چیزی جز یک شعار نخواهد بود.


بهرام جرجانی
کارشناس حقوق و فعال اجتماعی
Legal Expert | Social Justice Advocate

نوشتن دیدگاه

مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

ترکمن سسی

turkmensesi

تبلیغ

 

نوین وب گستر