ترکمن سسی - آمنه آورند - مدیریت سیلاب در گرگان نباید تنها در گروِ "بزرگتر کردن لولهها" باشد، بلکه باید در گروی "هوشمندتر کردن زمین" باشد. ما به عنوان متخصص و تصمیمگیرنده، باید از رویکرد "مبارزه با طبیعت" به سمت "همزیستی با طبیعت" حرکت کنیم.
مقدمه: پارادوکس بتن در شهری با بافت جنگلی
شهر گرگان، با میانگین بارش سالانه 583 میلیمتر، به دلیل موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد خود در پیوند میان کوهستان و دشت، همواره با چالش مدیریت آب روبرو بوده است. در دهههای اخیر، رویکرد غالب در مدیریت شهری، «مدیریت سخت» بوده است؛ یعنی تلاش برای مهار آب از طریق کانالهای بتنی،لولههای بزرگ و ساخت دیوارههای صلب. اما واقعیتِ علمی و تجربههای جهانی نشان میدهد که این رویکرد، نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه در بلندمدت، ریسک سیلابهای ناگهانی را افزایش میدهد.
چرا کانالهای بتنی دیگر پاسخگو نیستند؟
نزدیک به 30 نقطه از شهر گرگان، از جمله چهارراه فلسفی، خیابان الغدیر، گلند و ... به دلیل جوابگو نبودن کانال های آب و عدم لایروبی کانال های موصوف، در معرض آبگرفتگی قرار می گیرند که در بسیاری از موارد شاهد ورود آب به داخل منازل و فرو ریختن سقف و دیوار منازل مسکونی شهروندان هستیم که تنها با کانال های بتنی رفع نمی شوند. علاوه بر آن، تمرکز صرف بر زیرساختهای بتنی، چند آسیب اساسی به اکوسیستم شهری گرگان وارد میکند:
- کاهش زمان تمرکز: سطوح بتنی و آسفالت شهری، نفوذپذیری زمین را به صفر میرسانند. اینیعنی به محض بارش، آب به جای جذب شدن در خاک، با سرعت بسیار بالا به سمت پاییندست حرکت میکند. این «سرعتِ بالا»، باعث ایجاد سیلابهای آنیمیشود که زمان واکنش تیمهای امدادی را به شدت کاهش میدهد.
- اثر جزیره گرمایی:بتن و آسفالت، گرما را جذب و بازتاب میدهند. این امر علاوه بر افزایش دمای شهر، باعث تغییر در الگوهای بارش محلی و افزایش تبخیر میشود که چرخه آبی شهر را مختل میکند.
- تخریب اکوسیستمهای حاشیهای:کانالهای بتنی، پیوند میان شهر و منابع طبیعی اطراف (مانند حاشیه جنگلها) را قطع میکنند و اجازه نمیدهند آب به سفرههای زیرزمینی تزریق شود.
گذار به زیرساخت های سبز، نگاهی به آینده
ما در گرگان نیازمند بازنگری در پارادایم مدیریت شهری هستیم. به جای «دور ریختن آب از شهر»، باید به دنبال «مدیریت و بهرهگیری از آب در شهر» باشیم. زیرساختهای سبز، استفاده از عناصر طبیعی برای مدیریت آب است که شامل موارد زیرمی شود:
■باغچههایبارانی: ایجاد حوضچههای کمعمق و پوشیده از گیاهان در حاشیه پیادهروها و پارکها که وظیفه جذب و تصفیه روانآبهای سطحی را بر عهده دارند.
■سطوح نفوذپذیر: جایگزینی آسفالت سنتی در پارکینگها و پیادهروها با مصالحی که اجازه میدهند آب از میان آنها به لایههای زیرین زمین نفوذ کند.
■کانالهایزیست محور: به جای کانالهای بتنی، میتوان از شیارهای پوشیده از گیاه استفاده کرد که علاوه بر هدایت آب، سرعت آن را کاهش داده و آلایندهها را از طریق فیلتراسیون طبیعی پاکسازی میکنند.
■پارکهایسیلابی: طراحی فضاهای باز و سرگرمی (مانند پارکها و میدانها) به گونهای که در روزهای عادی محل تفریح شهروندان باشد، اما در زمان بارشهای شدید، به عنوان مخازن موقت ذخیره آب عمل کند.
پیوند مدیریت آب با کیفیت زندگی شهروندان
ارتقای زیرساختهای سبز، تنها یک راهکار فنی برای پیشگیری از سیل نیست؛ بلکه یک سرمایهگذاری مستقیم بر روی«کیفیت زندگی» است:
□سلامت روان و جسم: افزایش پوشش گیاهی و حضور آب در فضای شهری، استرس شهروندان را کاهش داده و کیفیت هوای شهر را بهبود میبخشد.
□امنیت اقتصادی:کاهش خسارات ناشی از سیل به خودروها، منازل و زیرساختهای تجاری، فشار مالی بر خانوادهها و کسبوکارها را به شدت کاهش میدهد.
□زیباییشناسی شهری:شهری که به جای کانالهای خاکستری و خشک، دارای مسیرهای سبز و جریانهای آرام آب است، شهری جذاب برای گردشگری و زندگی است.
نتیجهگیری و پیشنهاد راهبردی
مدیریت سیلاب در گرگان نباید تنها در گروِ "بزرگتر کردن لولهها" باشد، بلکه باید در گروی "هوشمندتر کردن زمین" باشد. ما به عنوان متخصص و تصمیمگیرنده، باید از رویکرد "مبارزه با طبیعت" به سمت "همزیستی با طبیعت" حرکت کنیم. بنابراین، پیشنهاد میشود در مدیریت شهری گرگان، بودجههای مربوط به زیرساختهای سخت، به سمت «طراحی شهری مبتنی بر طبیعت»بازتعریف شود. این تنها راه رسیدن به شهری است که در برابر بحرانهای اقلیمیتاب آور باشد و در عین حال، محیطی امن، زیبا و سرزنده برای نسلهای آینده فراهم کند.





- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای اسلامی منتشر نمیشود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال میشود.