ترکمن سسی - بهرام جرجانی - فهرست پنجگانهای که از سوی ایران در قبال طرف آمریکایی مطرح شده، بیش از آنکه یک بسته پیشنهادی برای مذاکره باشد، بیانی روشن درباره یک واقعیت انکارناپذیر است: دوره امتیازدهی یکطرفه و اعتماد به وعدههای بدون پشتوانه به پایان رسیده است.
ایران با طرح مطالباتی چون پایان جنگ در همه جبههها بهویژه لبنان، رفع تحریمهای ضدایرانی، آزادسازی پولهای بلوکهشده، جبران خسارات ناشی از جنگ و پذیرش حق حاکمیت خود بر تنگه هرمز، در حقیقت یک اصل بدیهی را یادآور شده است: مذاکره زمانی معنا دارد که با تغییر واقعی رفتار طرف مقابل همراه باشد، نه با تکرار نمایشهای سیاسی و لبخندهای بیهزینه.
واقعیت این است که تهران دیگر حاضر نیست در فضایی وارد گفتوگو شود که در آن، یک دست از دیپلماسی سخن گفته میشود و دست دیگر، ابزار فشار، محاصره، تهدید و تحریم را حفظ میکند. تداوم محدودیتهای دریایی در محدوده دریای عرب و خلیج عمان، حتی پس از آتشبس، دقیقاً همان نشانهای است که تردید ایران را تقویت میکند: چگونه میتوان به مذاکره اعتماد کرد وقتی صحنه عمل، خلاف پیامهای سیاسی را فریاد میزند؟
پنج شرط ایران، محصول هیجان یا واکنش لحظهای نیست؛ این شروط، نتیجه مستقیم سالها تجربه از بدعهدی، فشار ترکیبی و آزمودن مسیرهایی است که بارها هزینه آن را ایران پرداخته، بیآنکه تضمین کافی دریافت کند. بر همین اساس، تهران امروز بهجای اتکا به تعهدات مبهم، از «اقدام قابل راستیآزمایی» سخن میگوید؛ از نشانههایی ملموس که بتوان بر پایه آنها درباره صداقت طرف مقابل قضاوت کرد.
در این میان، موضوع تنگه هرمز نیز صرفاً یک گزاره سیاسی یا تاکتیکی نیست. این مسئله به قلب امنیت ملی، اقتدار ژئوپلیتیک و حق حاکمیت ایران گره خورده است. هرگونه تلاش برای نادیده گرفتن این واقعیت، نهتنها کمکی به تنشزدایی نمیکند، بلکه نشان میدهد برخی بازیگران هنوز منطقه را با همان منطق فشار و تحمیل میفهمند؛ منطقی که بارها شکست خورده اما همچنان از دستور کار آنها حذف نشده است.
اکنون پیام ایران روشن، صریح و بدون ابهام است: دیپلماسی بدون تضمین، اسم دیگری برای اتلاف وقت است. اگر قرار است مذاکرهای شکل بگیرد، باید از زمین واقعیت آغاز شود؛ از توقف جنگ، رفع تحریم، بازگرداندن حقوق مالی ایران، جبران خسارات و احترام به مؤلفههای حاکمیتی. غیر از این، هر گفتوگویی صرفاً بازتولید همان چرخه فرسایندهای خواهد بود که نتیجهاش چیزی جز تشدید بیاعتمادی نیست.
در فضای جدید منطقه، این پنج شرط را باید نه مانع مذاکره، بلکه مرز میان مذاکره واقعی و بازی سیاسی دانست. تهران با این موضع، اعلام کرده که دیگر حاضر نیست هزینه توافقهایی را بپردازد که تنها روی کاغذ زیبا هستند و در میدان، چیزی جز استمرار فشار تولید نمیکنند. اینبار، ایران پیش از هر توافقی، نشانههای عینی میخواهد؛ و این، نه زیادهخواهی، بلکه ابتداییترین منطق یک دیپلماسی مسئولانه است.
بهرام جرجانی
کارشناس حقوقی





- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای اسلامی منتشر نمیشود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال میشود.